برف 7بهمن 94

هنوزم برف هوایه دوست دارم
برف سر تی ردپای دوست دارم
وقتی که ها کنی گرمه به تی دست
من تی او گرمی هایه دوست دارم

سلااام
سلامی سرد و برفی به عزیزدلم
حنان جونم خلاصه بعدمدتها رشت سفیدپوش شد،دیگه واسه مابرف
شده بود آرزو؛اطراف مثل ماسوله و آستارا برف می اومدامارشت نیومده
بود.مردم یه ذوقی میکردن.بابا قبلش چندروزی مرخصی گرفته بودکه
خوشبختانه مصادف شد با این روزهای برفی.7بهمن گفته بودن بیاین
کارنامه میان ترم زبان رو بگیرید اول خواستیم پیاده بریم اما منصرف شدیم
ترسیدم مریض بشی.باماشین توی این برف رفتیم نمره 18 گرفته بودی و
خیلی هم قابل قبول بود.چه ذوقی داشت وقتی تیچرت ازتوبه عنوان شاگرد
زرنگ یادمیکرد.کلی عکس گلباغ نماز گرفتیم و اومدیم خونه.روزبعدش هوا
بهترشد اما باشگاه نفرستادمت.جمعه دومین سالگرد مادربزرگ بود که
رفتیم مسجدفاتحه دادیم.روحش شاد
حالا بریم چندتاعکس رو درادامه ببینیم






برات کاکادرست کردم توی برف بخوری.اونم دستای کوچولوی تویه عزیزم






این فلاسک هارو خریدیم برای اردو و مسافرت شما

خودت اسمتو روی بخارشیشه نوشتی

الهی صدتا از این برفا و زمستون رو ببینی




برف 7بهمن 94
